#تنهایی_رها_پارت_324


-هیچی

نگاه کوتاهی به من انداخت وحواسشو جمع رانندگیش کرد

- این هیچی تو نشان از کلی حرفه بگو عزیزم گوش می دم



همینطور که دستم توجیبم بود چرخیدم طرفش

- امیـــن؟

خندید

- جانم جیغ میزنی چرا ؟

- میگم بزار عصرها بیام پیشت

بااخم دنده رو عوض کرد

- رها جان گفتم نه

به حالت قهر رومو برگردوندم

- چرا نه دوست دارم بیام پیشت

همچنان جدی بود

- گفتم که لازم نیست بری خوابگاه ما زن شوهریم این کاراچیه من اگه بخوام کاری بگنم همینجوریشم توصب تاشب پیشمی ،خوب می دونم رسم ورسوم برای توخانوادت مهمه برای منم مهمه عزیزم

رومو برگردوندم وبه دونه های ریز برف خیره شدم سکوتو ترجیح دادم سالها قبل وقتی برف می بارید چقدر افسرده وناراحت بودم ولی امسال باوجود عشقم ،امینم ازته دل خوشحالم


romangram.com | @romangram_com