#تنهایی_رها_پارت_316
- آخیش به مراد دلم رسیدم
خدایا هرکه ازاین حاجتا داره حاجت رواش کن
خندید ،چه راحت بود ولی من شوکه ازخجالت سرمو انداختم پایین باخنده چونه امو بلند کرد
- ببینمت چرا سرخ شدی زندگی من فدای شرم وخجالتت
منو به آغوش کشید وسرش وروی سرم گذاشت
- رها ،عزیزم ،بانوی من ،باورم نمیشه که مالک تو شدم ازخدا ممنونم
آروم گفتم :
- امین
جان امین
- دوستت دارم
- منم همینطور با تو مثل اسمت رها شدم از غم وغصه
- امین باورم نمیشه تویی که ازدست داده بودمو به دست آوردم
- رها جان تنهاییهات که مسببش من بودم تمام شد گلم دیگه نمی زارم آب تو دل مهربون وغم زدت تکون بخوره
romangram.com | @romangram_com