#تنهایی_رها_پارت_291
امیدوارم اونم هرچه زودتر عشق زندگیشو پیدا کنه
بین فرجه ی امتحان ترم بود رفتم خونه قرار بود امین همراه خانوادش بیان خواستگاری رسمی
وقتی درحال آماده شدن بودم گوشیم زنگ خورد بادیدن اسم امین روی گوشیم چشمام برق زد وای عاشقتم امینم با لبخند عمیق ناشی ازعشق امین گوشیو جواب دادم
- سلام آقا
صدای قشنگش تو گوشم پیچید ته دلم ضعف رفتم براش
- سلام عشقم خوبی
- خوبم تو چطور ؟
خندید
- من عالی زندگیم
ازاین همه مهربونیش بی تاب شدم
- رهای من بیا پایین دم در منتظرتم
چشمام ازخوشحالی گشاد شد وجیغ مامانند گفتم
- وای امین راست می گی ؟
— آخ گوشم جیغ نزن عزیزم اره بیا پایینم
- گوشیو بدون خداحافظی قطع کرد
زود پالتو وشالمو سر کردم ودویدم ازپله ها این روزها حالم خوب خوب بود دیگه دردی وتو ی قفسه ی سینه ام حس نمی کردم ،دیگه غمی ازارم نمی داد
بادیدن ماشینش دم در مثل بچه ها دویدم طرفش
romangram.com | @romangram_com