#تنهایی_رها_پارت_292
در ماشینو برام باز کرد .....
"قلبم ازعشقش لبریزه "
سوار شدم
-سلام
ی دستش روفرمان بود سرشو کج کرد
- سلام بر سلطان قلـم
درو بستم
- خوبی رهای من
چشمامو بستم ،لبخندی زدم
- خوووب در حد المپیک
قه قه خندید
- دستمو گرفت وبوسید ی شاخه رز ارغوانی از پشتش بیرون کشید وگرفت طرفم
- تقدیم به بانوی خودم
ذوق زده شدم گلو ازش گرفتم بو کردم
romangram.com | @romangram_com