#تنهایی_رها_پارت_289
- وای عزیزم چه خجالتیم میکشه
ازماشین پیاده شدم داروهامو گرفت سمتم
- بیا عزیزم به موقع بخور فردا میام دنبالت باندتو عوض کنم
مراقب خودت باش
با رفتنش شاد وشنگول وارد خوابگاه شدم مثل پرنده ی سبک بالی بودم که دوست داشت آسمان وبشکافه وبره تا اون دور دورا
دوستانم باورشون نمی شد تواین دوروز گذشته که بااون همه ناراحتیی که داشتم ورفتم خونه ی عمو اینقدر شاد وخوشحال برگرشتم خوابگاه
یک هفته طول کشید که خانواده ی امین برگشتن ایران
ازاونجا که پدر امین ناراحت ازازدواج اجباری امین بود
را حت با ازدواجمون موافقت کرد دلم می خواست هرروز ببینمش ولی مامان تلفن زد
گوشی وبرداشتم
- الو
- الو رها جان سلام مامان
- وای مامان خوبی سلام
- خوبم دخترم تو خوبی ؟چه خبر ازخودت ازدکتر ؟خوبین عزیزم؟
romangram.com | @romangram_com