#تنهایی_رها_پارت_264




اشکم راهشو پیدا کرده بود با انگشت شست اشکمو پاک کردو صورتمو بین دستان مردونش گرفت خیره به چشمم شد

- نریز این مرواریدها رو به خدا اگه می دونستم توام منو دوست داری قید همه چیزو میزدم

سرمو کشید توبغلش هیجان سراسر وجودمو گرفته بود امین همه نزدیکی هیچ وقت تو تصورم نبود با بوسه ایی که ازروی شالم به سرم زد بلند گریه کردم سرشو روی سرم گذاشت

- آروم باش رها جان گلم ی چیزی بگو چرا همش ساکتی فدای بغضت بشم

منو ببخش که احمقم ،منو ببخش نفهمیدمت ،منو ببخش ازعشقم دفاع نکردم



آروم هق هق کردم دستامو دورکمرش حلقه کردم

- من،من،ازهمون لحظه ی اول دلباختت شدم به خاطر،تو درس خوندم تا بیام تهران ولی راه سختی بود شکسته شدم امین شکسته

می دونم ازدواج اجباری خیلی سخته چون خودمم تجربه کردم اون لحظات سخته ولی قبل ازدواجم دادشم مانع شدو من رها شدم

محکم بغلم کرد

- رهای نازم منو ببخش که عشقم این همه درد داشته برات دیگه نمی زارم آب تو دلت تکان بخوره

ازبغلش بیرون آمدم اشکمو پاک کردم

هنوز مات من بود

- رها بانو بسه دیگه گریه نداریم

نمی خوام حالت بد بشه که ...می خوام ی زندگی رویایی برات بسازم


romangram.com | @romangram_com