#تنهایی_رها_پارت_252
می دونی من فقط بایک بار دیدنش دلباختش شدم ؟
منو ببخش این حرفارو بهت می زنم شاید برات سخت وتلخ باشه ولی حقیقته
هرچند گفتنش دردی ودوا نمی کنه وخودش درد تولید میکنه
ازمحمد جدا شدم وبه طرف خیابان رفتم دوید دنبالم وکوله امو ازپشت گرفت
- صبر کن رها بزار توضیح بدم امین ...
دستامو به علامت سکوت بالا بردم
- خواهش می کنم محمد تمامش کن می خوام برم خوابگاه
چشماشو بست ولب پاینشو به دهان برد
- باشه رها باشه چیزی نمی گم
ولی باید فرصت بدی امین حرفاشو بزنه
جوابی ندادم آخه چه فرصتی اون زن داره چی و میخواد به من توضیح بده؟
تا خوابگاه هردو سکوت اختیار کردیم محمدچه راحت از خواستش به نفع امین گذشت شاید براش مهم نبودم ...ازاینکه امین همون حس منو داشته ته دلم خوشحال شدم ولی ناراحتی زود خوشحالیموپس زد ،
چه فایده
موقع پیاده شدن ی پام توی ماشینو ی پام روی زمین بود با صدای محمد برگشتم
romangram.com | @romangram_com