#تنهایی_رها_پارت_229
گوشامو گرفتم
- لطفا نگید بسه خواهش می کنم
انگارفهمید حالم خوب نیست
زودی تسلیم شد
- باشه باشه بعد حرف میزنیم
بدون حرف ماشینو روشن کرد وراه افتاد افکارم خراب بود.خراب تر شد کی محمد بهم دلبسته که نفهمیدم ؟
کلافه خودخوری می کردم ، گندت بزنن رها که هیچی نمی فهمی
خدایا چقد خنگم
تمام مدت سعی کردم بیرونو دید بزنم محمد کلافه به نظر می رسید ومدام دستاشو تو موهاش می کشید اخمش توهم بود به خوابگاه که رسیدیم زود در ماشینو باز کردم
- ا..چیزه
سرشو طرفم چرخوند آب گلومو قورت دادم
- چیزه مرسی منو رسوندید ...
لطفا حرفی که زدید فراموش کنید
با اخم غرید
چیو فراموش کنم تورو ؟ عشقتو که خیلی وقته ریشه دونده تو وجودم ؟
romangram.com | @romangram_com