#تنهایی_رها_پارت_228
خدایا محمد چی میگه ؟
باز رها باید سنگ می شد
-نخیر اینطور نیست..بینم ماچیزی نبوده لطفا تمامش کنید ...فکرنمی کنم رابطه بین ما بیش از یک رابطه ی کاری بوده باشه ..اگه میشه بریم خوابگاه
دستاشو به علامت تسلیم بالابرد
-باشه باشه نگو ،چشم میرم خوابگاه ولی رها باید بدونی
سرمو تندی تکون دادم با اخم بهش خیره شدم
- چی وبدونم ؟
کمی مکث کرد لب پایینشو به دندون گرفت به چشمام خیره شد
- رها ...من دوستت دارم
باشنیدن این حرف بدن خیسم یخ کرد چطور ممکنه ؟قدرت هیچ حرفیو نداشتم ادامه داد
- رها باور کن خیلی وقته خواهانتم ولی تو به کسی
اجازه ی ورود به حریمتو
نمی دادی
romangram.com | @romangram_com