#تلنگر_سیاه_پارت_186
نمی دونم ولی خیلی برام اشناس .
به سمت دیواری که رنگش با بقیه ی اتاق فرق داشت رفتم
و درحالی که به اجر لق روی دیوار دست می کشیدم ،
گفتم :
بیاید اینجا .
با کنجکاوی به سمتم اومدن که گفتم :
به نظرتون اگه این اجر رو بیرون بکشم مثل فیلم ها دیوار برنمی گرده ؟
ساهی نگاهی با تاسف بهم انداخت و گفت :
فکر کنم یه چیزی به سرت خورده .
سری تکون دادم و با یه ابروی بالا رفته گفتم :
امتحان می کنیم .
ساهی خواست از کنارمون رد بشه که اجر رو بیرون کشیدم
و منتظر شدم تا دیوار روبه روم برگرده ولی با خالی شدن زیر پام همه ی انتظاراتم بهم ریخت
ساورا
از شدت ترس چشمام رو بستم
که با حس یه درد تو کمرم دوباره بازشون کردم.
نگاهی به فضای نیمه تاریک اطرافم انداختم و رو به ساهی که بغلم افتاده بود گفتم :
اینجا دیگه کجاس ؟
سری به معنای ندونستن تکون داد .
romangram.com | @romangram_com