#تلنگر_سیاه_پارت_176


یعنی چی ؟ یعنی ما اینجا گیر افتادیم ؟

سری به معنای اره تکون دادم که با ترس در حالی که به سمت در می رفت گفت :

امکان نداره . من و تو می میریم اینجاا.

با دستش به در ضربه زد و ساهی و داهی رو صدا کرد ولی اتفاقی نیوفتاد .

به سمتش رفتم و از جلوی در کنار کشیدمش .

با نا امیدی بهم خیره شد که عین حرفای سوگل رو بهش تحویل دادم و گفتم :

دلنواز ما نباید بترسیم . اگه بترسیم بدتر میشه .

نگاهی بهم کرد و گفت :

خب چیکار کنیم ؟

نگاهی به نقاشی شکسته شده انداختم و گفتم :

بهتره که بیایم دنبال راه فرار از این خونه باشیم .

با تردید درحالی که با گوشه ی چادر چروکش بازی می کرد گفت :

خب ساهی و بقیه چی ؟

با اینکه خودم به حرفم اطمینان نداشتم ولی گفتم :

اوناام حتما دارن دنبال راه فرار می گردن .

برای اینکه حرف رو عوض کنیم گفتم :

تو نقاشی چی دیدی ؟‌

نگاهی به تیکه های شکسته ی نقاشی انداخت و گفت :

یه پیرمرد که سرم داد میزد .

برای اینکه تنوع باشه گفتم :


romangram.com | @romangram_com