#تلنگر_سیاه_پارت_131

تازه چشمام گرم شده بود که صدای یکی رو کنار گوشم شنیدم که اسمم رو صدا می کرد.

دلنواز پاشو. دلنوااز.

با گیجی از جام بلند شدم و به دنبال صدا از اتاق بیرون زدم.‌



دلنواز .

با گرفتگی شدید گلوم چشمام رو باز کردم .

حتی نمی تونستم اب دهنم رو قورت بدم .

سرفه ی خشکی کردم و به اطراف خیره شدم .

انتظار داشتم بچه ها رو اطرافم ببینم ولی تنها چیزی که دیدم .

خونه بود که تو مهی از دود فرو رفته بود.

نگاهی به خودم کردم .

روی همون صندلی گهواره ایی نشسته بودم .

با شنیدن یه صدای پا که همراه بود با صدای کشیده شدن ناخن روی دیوار ،

از جام بلند شدم .

و به اطراف خیره شدم .

ساهی رو صدا کردم

ولی چیزی جز همون صدا رو نشنیدم .

خودم رو بغل کردم . می ترسیدم . دوروغ چرا می ترسیدم .

من تنها با تو پذیرایی مرموز یه خونه تسخیر شده!!

با شنیدن یه صدای خنده ی اروم دم گوشم مور مورم شد و با ترس به سمت صدا برگشتم.

ولی کسی رو ندیدم .

romangram.com | @romangram_com