#تحمل_کن_دلم_پارت_56


رایان بی هوا پرسید:

_ واقعا فکر کردی دلناز دوست دخترمه؟

_ برام مهم نیست.

_ اگه مهم نبود که شمارشو از تو گوشیم برنمیداشتی تا اسمشو بفهمی.

_ حالا هرچی!

_ حالا هرچی که نشد جواب!

_ آره. درست فکر میکردم دیگه؟

_ نه کاملا اشتباه فکر میکردی! دلناز دختر عمومه ازدواج کرده بچه هم داره.

_ خودتو خر کن داداچ.

_بهت رو دادم داری سوارم میشیا.

گوشیش زنگ خورد. جواب داد:

_سلام.

_تو که مارو کشتی...

_اینغر غرو کی بود فرستادی با من آخه...

.._آره دیوونم کرد..

.._چطور؟

.._آره تو همون مسیرم.

.._باشه پس میایم همونجا!

.._فعلا...

یهو داد زدم:

_ تو به من میگی غرغرووووو؟؟؟؟؟

_ مگه دروغ گفتم؟ ببین الانم داری غر میزنی دیگه مثل پیر زنا...

_امیر بود؟

_ آره

_ چی گفت؟

_ یکم دندون به جیگر بگیر میرسیم خودت میبینی!

_اییییییش.


romangram.com | @romangram_com