#تحمل_کن_دلم_پارت_44
_ پس با رایان میرقصی! اگه تو پای رایان و لگد زدی یا هر کاره اشتباهی انجام دادی، هر کاری رایان بهت میگه رو بلید انجام بدی! یا برعکس...
محکم گفتم:
_ قبوله!
رایان:
_ پس افتخار رقص میدین؟؟
_ اوهووم.
عرشیا هم دست آوین و گرفت و ۴ نفری رفتیم رو پیست رقص...
آهنگ آرامش بهنام صفوی بود که پخش میشد....
نرم شروع کردیم به رقصیدن...
وسطای رقص بودیم...
رایان یکسره زُل زده بود تو چشام...
هر لحظه نزدیک تر میشد...
تمام بدنم گر گرفت...
چرا اینجوری میکرد؟؟
چشای مشکیش امشب ار هر شب دیگه ای مشکی تر و شیطون تر بودن.....
صدای آهنگ رفت بالا...
_از بس تو خوبی میخوام
باشی تو کل رویاهام
تا جون بگیرم باتو
باشی امیده فرداهام
تپش قلبم بالا رفت...
انگاری صدای قلبمو میشنیدم....
صورتشو کم کم به صورتم نزدیک تر کرد....
خدایا! این دیوونه میخواد چیکار کنه؟؟؟
کاره چرتی انجام نده!!!! بابا داره نگامون میکنه....
کاره احمقانه ای نکنه....
هر لحظه صورتش به صورتم نزدیک تر میشد...
romangram.com | @romangram_com