#تا_آسمان_پارت_470
***
بی توجه به ویبره ی گوشی,نگاهش را از اسمارت برد گرفت׃طرح واردات اگه توسط وارد کننده ی رسمی صورت بگیره,بازار قطعه رو تحت الشعاع قرار نمیده...
نگاهش گریزی به ساعت روی دیوار زد .کمتر ازیکساعت وقت داشت تا به دنبال سوزان برود.
قلم را گرفت سمت پروژکتور׃چون با ثبت سفارشاتی که تو شش ماهه دوم سال گذشته صورت گرفته بازار تعدیل میشه و بهم نمیریزه...
مکثی کرد و منتظر تاثیر حرفهایش ماند. ظاهرا جو جلسه مثبت بود که اکثریت توی سکوت سر تکان میدادند.
دست چپش را گذاشت توی جیب شلوار.کلیک کرد و صفحه ی جدید را باز کرد׃یکی از ایرادات وارده به سیستم قبلی این بود که اشخاص حقیقی می تونستند نسبت به واردات اقدام کنن که این موضوع ....همونطور که مستحضریدمشکلات عدیده ای داشت...
کف دستهایش را گذاشت به لبه ی میز. شانه هایش کمی به جلو متمایل شد و نگاه نافذش را چرخاند روی تک تک حاضرین׃البته روند واردات نسبت به قبل کندتر شده ..اونم به خاطر بلاتکلیفی بازار و شرایط جاریه ... چرا که همه منتظرتصمیمات جدیدیم....
صدای سرمد ,رئیس اتحادیه از آن سر میز آمد׃جناب مهندس بازار پر قطعات چینی و هندیه... به نظر شما مقصر کیه ?دولت یا وارد کننده?
شرکت خودش هم یکی از وارد کننگان قطعه بود و متلک سرمد ,مستقیم خودش رانشانه گرفته بود. لبخند کمرنگی روی لبش نشست و جا گرفت روی صندلی اش׃کاملا حق با شماست جناب سرمد .... مقصر دولت نیست......مقصر وارد کننده ایه که میره با طرف چینی و هندی برای عقد قرارداد....
لبخند شفائیان توی صورتش شکفت. چشمهایش را به معنی تائید حرفهایش برایش بازو بسته کرد و چرخید سمت سرمد׃متاسفانه توکشور تکنولوژی جدید و به روز تو حوزه ی صنعت وجود نداره.... ماشین آلات برای تولید به روز رسانی نشدند....
سرش را بالا گرفت و اینبار نگاه خندانش روی باقی صندلیها چرخید׃و این موارد توحوزه ی تخصص و اختیارات ما نیست...
افخم رقیب تجاری کهنه کارش سر تکان داد و نگاهش کرد׃ممنون جناب مرادی....
romangram.com | @romangram_com