#تا_آسمان_پارت_411

قهقهه زد׃دقیقا...

گوشی را گرفت.عضلات صورتش سر شد و هر عکس العملی از یادش رفت. ایلاشلنگی بود در نوع خودش.

_مرده باید واسه بوس کردنش کفش پاشنه ده سانتی بپوشه حداقل......

دوباره و اینبار دقیقتر به مردک نگاه کرد. مردک هم که نه پسرک بیشتر برازنده اش بود.

ابروها و چشمهای سیاه سیاه سیاه.....

با ته ریشی که بی نهایت به استایلش می آمد با آن طرز نگاه آرتیستی اش....

_اوووو....چه خوشگله...ایلا کجا این کجا.....

آیسان قلپی از چایش را نوشید:چشه مگه ایلا...?

_چش نیست?اصلا نمیان به هم...

_چطور متیو برودریک به جسیکا پارکر اومد وازدواجم کردن باهم... خیلی هم ازدواج موفقی داشتن....?

گوشی را نشان آیسان داد׃ الان داری متیو برودریکو با این مقایسه میکنی ?

آیسان تای روسری اش را که باز کرد بوی خنک now پیچید توی دماغش.


romangram.com | @romangram_com