#تا_آسمان_پارت_237
یک فایل صوتی داشت از آیسان و یک پیام کوتاه از پری.
شستش روی فایل را که لمس کردصدای پر انرژی آیسان هم پیچید توی اتاق׃
ای بهار ای آسمون......
کاشکی بیای به خونمون.......
داد میزنم ای جان...ای جان...ای جان....
دارم میرم به تهران.....دارم میرم به تهران.....
اخم و دلهره جایش را داد به خنده .
_دیوو....هیییع....نه....
روی اسم آیسان ضربه ای زد .گوشی را چسباند به گوشش ومنتظر ماند.
بوق اول خورده نخورده تماس برقرار شد.
_راس راسکی داری میری تهران?
صدای آیسان که داد میزد به زحمت خودش را جدی نگه داشته آمد׃فک کنم باید میگفتن سلام دادن واجبه... نه جواب سلام ... والا دیگه.....
romangram.com | @romangram_com