#سورنا_پارت_298
یک فیلم رمانتیک ..
مثل تعطیلی های دوران مدارس .
داشتنش مثل یک زندگی بدونه غمه واینجا بود که به خودم اومدم واینکه جای خالی ونبودش حس شد خیلی وقته که اینجام وارمین وسورنا رفتند ومن فقط دارم به جایی که دیدمش نگاه میکنم این دیگه چجور حسیه؟؟؟
شاید عقلم پریده ..نمیدونم شاید هم ارمین یکم ازم دور شده اشکال نداره همه چیز حل میشه من عشق دوران بچگیمو با هیچ کس تقسیم نمیکنم من ارمینو دوسش دارم شاید این چند روز بخاطر این اتفاقاس که ازش دور شدم .
رفتم توی راهرو وقبل از اینکه برم داخل سالن رفتم داخل دستشویی توی باشگاه چراغ ها خاموش بود وواسه همین سورنا متوجه گریه کردنم وخراب شدن ارایشم نشد بهتره چیزی ندونه .
در چوبی سرویس رو باز کردم ورفتم داخل شیر اب رو باز کردم ومشتی به صورتم اب زدم توی اینه به خودم نگاه کردم
از چشمام تا ل-ب هام نگاهم کشیده شد .
سورنا من رو تاحالا ب-و-س-یده کاش میشد طعم ب-و-س-ه اشو باز تجربه کنم دستم رو اوردم بالا چشمم رو بستم ودستم رو کشیدم به دهنم سعی کردم اخرین حسم رو خوب بیاد بیارم ولی چیزی یادم نمیاد چرا من اینجور شدم؟؟؟شاید هم قسمت های بد زندگیم رو با سورنا اصلا فراموش کردم .
چشم باز کردم مشت ابم و زدم به اینه روی تصویرم رو گرفت .بادستم بردم سمت اینه واندازه صورتم رو قلبی کشیدم .
عصبی شدم از این افکار چرت وپرت دستم رو داخل موهام کردم وکمی به هم زدم نمیشه کاش ازاد بودم .
کاش میشد برم الان بیرون جلو همه طعم شیرینی ل-ب-هاش رو بچشم
وای خدا ایسان تو دیونه شدی؟؟؟بیخیال دختر خوب ارمین هست دیگه ..
-------
سورنا:
وقتی اتاق سوفیا رو واسه خودش برداشت کمی عصبی شدم ولی با یاد اوری اینکه بدجور عاشقشم سریع بهش اجازه دادم از اتاق استفاده کنه .بعد از اینکه با هانیه رفتیم توی اتاق هانیه گفت:
-میشه بگی سوفیا کیه؟؟؟
-زنمه ..
-چی؟؟؟تو زن داری؟؟؟
-طلاق گرفتم ..
-واسه چی؟؟؟
-خ.....ت کرد ..
-نه تو بهش خ.....ت نکردی؟؟؟از بابا شنیدم هرروز بایک نفری .
این دختر به چه حقی تا این حد گستاخ شده؟؟؟
-معلوم هست چی داری میگی؟؟؟من به خانواده ام وبه همسرم وفادار بودم .
-ببخشید کمی عصبی شدم امروز ..
-به من چه هانیه دیگه از این به بعد درست حرف میزنی وهیچ حقی نداری در مورد گذشته ام وحتی حال واینده ام تصمیم بگیری
-باشه عشقم چرا عصبی میشی؟؟؟
romangram.com | @romangram_com