#سورنا_پارت_296


-بله؟؟

-ارمین رو ندیدید؟؟؟

-نمیدونم فکر کنم رفت باشگاه بیلیارد ..

-از کدوم سمته؟؟؟

-سمت چپ مستقیم بیست قدم برو بپیچ به سمت راست .

-ممنونم .

ادرسی رو که از دکتر گرفتم رفتم ورسیدم به باشگاه .یک میز بیلیارد خیلی بزرگ ویک میز بار ویک سری مشروب اونجا بود نگاه کردم چشمم به ارمین افتاد که در حال خوردن ویسکی بود .

-ارمین .

برگشت سمتم ولیوان رو لا جرعه سر کشید رفتم سمتش .

-چرا اومدی؟؟؟

هنوز اونقدرا نخورده بود که مست بشه .

-عشقم چرا داری مشروب میخوری؟؟؟

-عشقم ههه ایسان منو گول میزنی یا خودت رو؟؟؟

-چی میگی ارمین؟؟؟هیچ میدونی ماه دیگه عروسیمونه .

-اره عروسیمونه اما تو حتی دلت نمیاد اسم سورنا رو از شناسنامه ات پاک کنی .

-چی میگی؟؟؟در اولین فرصت درخواست طلاق میدم .

-لازم نیست .همه چی تموم شد .

وحلقه امون رو از دستش در اورد ودست من رو توی دستاش گرفت وگذاشت داخل دستم .ایستاد واز کنارم خواست رد بشه اشکم شروع به چکیدن کرد دستش رو گرفتم:

-ارمین .

-عشقم جداییو سخت نکن .

-ارمین .چرا میخوایی همه چیو تموم کنی هان؟؟؟

صدای فین فینش اومد .

-نمیدونم .

رفتم وروبه روش ایستادم دستم رو بردم بالا وگونه اشو نوازش کردم .

-عشقم من بی تو نمیتونم .

-این حرفا رو از قلبت میگی یا ورد زبونت شده؟؟؟

-چی میگی ارمین؟؟؟


romangram.com | @romangram_com