#سورنا_پارت_293

-پسر کجایی تو؟؟

زوزه ایی کشید ورفت .

هانیه:چه سگ بامزه ایی اسمش چیه؟؟

-سالی .

ماشین رهام هم اومد وپشت سرش ماشین دکتر .

خوبه مهمونی شلوغ باشه بهتره .

این باغ ویلا یکی از محبوب ترین ویلا هام بود خیلی دوسش داشتم .

-بریم داخل .

همگی رفتیم داخل .

-----------

ایسان:

وقتی رفتیم داخل ویلا همگی بادهنی باز نگاه میکردیم البته منظور از همگی من وارمین وهانیه بودیم چونکه بقیه گویا کارشون بیشتر مواقع بیان اینجا نرده پله ها از جنس طلا بود همه چیز فوق العاده قشنگ بود ترکیبی از جدیدترین وقدیمی ترین متد .وسط عمرات وساختمون ویلا استخر اب گرمی بود .از این قشنگ تر نمیشه .

اینجا خود بهشته سورنا خیلی عادی طبقه ها رو طی کرد وما هم همراهش رفتیم .

-خب اونایی که دونفره از اتاق استفاده میکنن میتونن سرویس های دوت-خ-ته رو بگیرند .

من دل توی دلم نبود پریدم طرف دربی که خیلی شیک وساده بود وطلایی رنگ بازش کردم واو این اتاقه یا یک قصر جداگانه واسه خودش؟؟؟؟

-سورنا خان من این اتاق رو میخوام .

سورنا نیشش تا بنا گوشش باز شد .

من وارمین وهانیه با تعجب بهش چشم دوختیم .

حسام اومد طرفمون وگفت:

-ابجی ایسان همیشه دست روی نقطه های مربوطه به سورنا میگذاری خخخخخخ

ارمین که از خنده قرمز شده بود هانیه هیچ عکس العملی نشون نداد ولی بیشتر افراد میخندیدند اخم مصلحتی کردم وگفتم:

-خب دوسش دارم این اتاقو .

سورنا:من اتاقم رو فقط با خانومم شریک میشم خخخخخ

رسما این پسر میخواست کفر منو در بیاره؟؟؟؟خب زنش که منم نگاه کن هانیه نیشش تا بنا گوشش باز شده .

-البته همسر اینده ام .خخخخخ

این موقع بود که منو وهانیه جفتمون بغ کردیم چقدر بیشعور ..

-ولی من این اتاقو میخوام این چیزا حالیم نیست ..

سورنا:11 اتاق بزرگ دیگه اینجا و6 اتاق هم یک طبقه بالا تر هست .مایلید ایسان خانوم میتونید برید جای دیگه .خخخخخ

romangram.com | @romangram_com