#سورنا_پارت_264


صبح بود نمیدونم ساعت چند بود پلک هام رو به سختی باز کردم ایسان خیلی راحت رفته بود توی ت-خ-تم وابیده بود وارمین ومن هم روی میز کار خوابمون برده بود وقتی کمرم رو صاف کردم استخ-و-ن هام به صدا در اومد .

ارمین چشم باز کرد

-وای دیشب ما اینجا بودیم

واستخ-و-ن های اون هم صدا داد

-اره متاسفانه

-کمرم خشکید .ایسان کو؟؟؟

نگاهم رفت روی ت-خ-ت .

-خیلی زرنگه نه؟؟؟خخخخ

-زرنگ ونامرد خب مارو هم بیدار میکرد .

-بیا سرش تلافی کنیم .

-----------

ایسان:

توی خواب خوشی بودم که حس کردم صورتم خیس شد پرید بالا این دوتا انتر در حال خندیدن بهم بودند دستم رو بردم طرف سرشون وموهای جفتشون رو تا جایی که ممکن بود کشیدم اخیش دلم خنک شد .

-خیلی زرنگی خانومی چرا مارو بیدار نکردی؟؟؟

-دلم نخواست این ت-خ-ت گرم ونرم رو از دست بدم ویا با کسی شریک بشم...

سورنا:بله دیگه از ت-خ-ت بده سواستفاده ممکنه رو کردید .خخخخ

-دلم میخواد .

سورنا به ساعتش نگاه کرد وگفت:

-من برم دیگه .

ورفت سمت اتاق لباسش ویک ربعی که گذشت با کت وشلوار اسپرت حاضر شده اومد .نقشه ها رو توی ارشیوش گذاشت ودستش گرفت وکیف لب تابش رو هم یک طرف روی شونه هاش انداخت ورفت .

ارمین:خوشتیپه ..

-مفت صاحبش .عشق من خوشتیپ تره .

این رو قطعا واسه راضی کردن خودم وارمین گفتم چون تیپ هایی که میزد رو هیچ کس توی دنیا نمیزد .

-دقیقا خخخخ ولی سورنا اگه دامادمون بشه وشوهر هانیه خیلی هانیه خوش به حالش میشه .توی بدترین حالت هم تیپش محشره .همیشه خدا خوشتیپ دیدمش .

-اره نمیدونم چرا اینقدر به خودش میرسه .

-بیخیال بریم دیگه .

-بریم .


romangram.com | @romangram_com