#سورنا_پارت_228


-فکر کردی با این کارا چی عایدت میشه هان؟؟؟؟برو به ارمین جونت بچسب .به من هم کاری نداشته باش خدارو چه دیدی شاید عاشق شدم .

-مردشور خودت و عشقت وهفت نسل پیشت رو باهم ببرن .

-برو ایسان نگذار دست رو زن جماعت بلند کنم .

-خفه شو عددش نیستی .

-ایسان بیش از کوپونت حرف نزن .ویکدفعه دستم رو گرفت که داخلش حلقه بود روگرفت واشاره اش رو به حلقه زد وگفت:

-ظاهرا تو متعهد شدی به اقا ارمین درسته؟؟؟ یا نکنه همه تعهداتت مثله همه؟؟؟؟مثل عقدت با من؟؟؟گمشو دیگه با این سرو وضع جلوم ظاهر نشو وقلدری کن .برو با همون عشقت خوش باش ..

-ارمین ادمه نه تو .

-باشه من حیون برو با همون ادمت دست از سرم بردار .

وسریع در اتاق رو بست کمی بهم بر خورد نه حالا که فکر میکنم میبینم خیلی بهم برخورد .

میمون .

بهم میگه دست از سرم بردار انگار من اویزشم .اشغال .یه تار مو گندید ارمین به صدتا تو می ارزه .

داد زدم:اسب .الاغ قاطر

وسریع رفتم داخل اتاقم .تا ساعت چهار نیمه شب با خودم درگیری داشتم که چرا نزدم دک وپوزش رو با کف اتاق یکی کنم .حالا واسه من قیاقه میگیره .هیچ اشغال سبزی هم نیست ..میدونم چیکارت کنم اقا سورنا .یک اشی وست بپزم دو وجب روغن روش باشه .

چلغوز .

به من چه با حرص خودم رو روی ت-خ-ت پرت کردم وپتو رو روی سرم کشیدم .کمی به اونطرف واینطرف غلط زدم تا اینکه بالاخره خوابم برد .صبح از خواب پریدم اما چه خوابی ؟؟؟مگه اسم دوساعت خوابیدنم میشه گذاشت خواب؟؟؟دلم نمیخواست امروز هیچ کاری بکنم جز خوابیدن .یکدفعه یاد نقشه ام افتادم که واسه سورنا کشیدم .اها الان ساعت چنده؟؟؟به ساعت روی دیوار نگاه کردم .شش ونیم صبح احتمالا الان بیدار میشه میره ح-م-ا-م وبعدشم کلاسش .خب برم ببینم چی به چیه .سویشرت گرمکن صورتیم رو پوشیدم وموهام رو دم خرگوشی بستم .شلوار ادیداس همرنگ سویشرتم رو هم پوشیدم .سریع رفتم پایین محبوبه هنوز بیدار نشده همیشه ساعت 7 بیدار میشه .این مایع ظرفشویی ها کجان؟؟؟یکی یکی درب کابینت ها رو باز کردم .اهان ایناهاشش .چه چشمکی هم میزنه توله سگ .دستم گرفتمش ویک بطری اب معدنی از یخچال دستم گرفتم نیمی از اب رو یک نفس سرکشیدم .نیمی از با قی مونده رو گذاشتم بمونه .با دقت مایع رو داخلش ریختم وشروع به تکون دادن کردم .عالیه .گذاشتمش داخل جیب بزرگ سویشرت تا اگه کسی منو دید پیدا نباشه رفتم بالا .اها خوبه این موقع همه خوابن تا ساعت 9 صبح .اروم در اتاق سورنا رو باز کردم .کسی روی ت-خ-ت نبود پس حتما رفته ح-م-ا-م عالیه دیگه ح-م-ا-م رو سر نزدم خب حتما رفته .ولی لباسی اماده نگذاشته که بیخیال شونه بالا انداختم .

رفتم جلوی در ح-م-ا-م ودرب بطری رو باز کردم واروم ریختم روی زمین .ایستادم ونیشم تا بنا گوشم باز شد ..

برای اینکه تست کنم لغزنده اس کمی پام رو روش کشیدم وای توپه .دستهام رو اروم بهم زدم وگفتم:

-دهنت سرویس سورنا خان .

خواستم پام رو از اون مکان لغزنده بردارم ومواظب باشم زمین نخورم که صدای درست از کنار گوشم گفت:

-یک بار دیگه تکرار کن؟؟؟؟

اومدم برگردم وفرار کنم که سکندری خوردم روی زمین وهوا .گفتم الانه که ماتحت پا تحتم داغون بشه .

ولی ثابت موندم دردی هم نداشتم .

چشمام رو از ترس بسته بودم .

-خدایا نکنه مردم؟؟؟؟

-از الان خودت رو مرده فرض بگیر .

-خداجونم غلط کردم ولی چرا انقدر صدات شبیه این اسبه شده؟؟؟؟؟

-اسب خودتی بی ادب اون چشما باباغوریت رو باز کن .


romangram.com | @romangram_com