#سورنا_پارت_206
-بله میدونم .من میخوام راحت داخل کشور حل بشه میفهمید که؟؟؟
اینور:راست میگه اردلان جون .اگه قضیه جهانی بشه اسم کشور بد در میره .
سادرین:خب بیخیال کار رو دیگه تمومش کنید .
اردلان:ای خدا اگه من پسر داشتمو انقدر گشاد بود نابودش میکردم خخخخخخخ
شادرین:مخلص شوما .خخخخخ
اینور:بسه دیگه سورنا جان هم خسته راهه شش ساعته پرواز داشته .
هرکسی سمت اتاقیی رفت .الان چهار روز میگذره وکارای من نیمه حل شده فقط مونده خبری از سوفیا بگیرم وبگردیم ایران .
سادرین:پسر خبرا بده .
-چیشده؟؟؟
-افتضاح .
-بگو دیگه
-یکی اینکه ساموئل احضارت کرده .باید پس فردا محموله اماده باشه .واون یکی که خ-و-نسردیت رو حفظ کن .
-حفظه .
-سوفیا
-سوفیا چی؟؟؟
-بر اثر اور دوز مرده .میفهمی که؟؟؟سرنگ هوا رو توی رگش زده توی خرابه ها پیداش کردن
-چی؟؟؟
غم دنیا توی دلم نشست خیلی دلم واسش سوخت دلم واسه همه چیز اتیش گرفت چقدر بهش التماس کردم چقدر عشقم رو خرجش کردم .این کثافت ها سوفیا رو ازم گرفتن .باید من ایسان رو نجات بدم .نمیگذارم از دستم بره .نمیگذارم که همه چیز خراب بشه وباز غصه بیاد سراغم ..
-میشه اولین بلیط رو بگیری؟؟؟
-متاسفانه اولین بلیط واسه چهارشنبه اس .
-چی؟؟؟یعنی واسه محموله نمیرسم؟؟؟
-متاسفانه نه .
-عه .خب بگیر بلیط چهارشنبه رو تا باز باید منتظر باشیم تا بتونم یک محموله خوب واسه ماه دیگه بگیرم .گند به این زندگی بزنن عه
-باشه فکرشو نکن همه چیز درست میشه .
-اره درست میشه ولی باز باید بشینم سر قبر ایسان .اونا ایسان رو میکشن
-چی میگی پسر؟؟؟این چرتا پرتا چیه؟؟؟
-جون ایسان توی خطره توی اون خونه .
romangram.com | @romangram_com