#سورنا_پارت_204
نزدیک بود قلبم باایسته
-داره میره .
چی داره میره؟؟؟یعنی چی داره میره؟؟؟کجا داره میره؟؟؟نکنه با عشقش داره میره؟؟؟
-چی؟؟؟
-داره میره سفر الان هم ماشینش رو سوار شدن ورفتن .
-چی میگی تو عایشه؟؟؟اخه چرا داره میره؟؟؟
-نمیدونم خانوم جان نذارید بره .
-وا دیونه شدید مگه به حرف منه؟؟؟خب بره
وقطع کردم عه اعصابم پاک بهم ریخته بود .یعنی چی سورنا داره میره؟؟؟یعنی انقدر خوشحال شد که ازش شکایت نکردم؟؟؟
نکبت .
چلغوز .
یکدفعه اشکام شروع به ریختن کرد وسرم رو روی فرمان ماشنی گذاشتم وشروع به زار زدن کردم .یعنی الان میخواد کیلو متر ها از من دور بشه؟؟؟عه به من چه؟؟؟ایسان به تو چه؟؟؟تو راحت شدی از دستش چه مرگته دیگه؟؟؟
تو که ارمین رو داری تازشم دوماه دیگه عروسش میشی پس اعتراضی نداریم ..
***
الان یک هفته اس که دیگه میل به هیچ کاری ندارم .
هیچی واسم مهم نیست هفته دیگه عروسی هماس .از وقتی که فهمیدم گلادیاتور رفته بهم ریخته ام کاش حداقل نامرد مثل یک دوست کنارم میموند امروز دقیقا 9 روزه که خونه عمو اسفندیارم وازادیم رو بدست اوردم .
امروز پنج شنبه اس تلخ ترین پنج شنبه ایی که داشتم فردا جمعه اس عمو خیلی شاده نمیدونم چی شده که روی پاش بند نیست یکباری هم با مامان تماس گرفتم که گفته دارن به نتیجه میرسن وممکنه که تا اخر ماه اینجا باشن .
یعنی بعد اینهمه سال دوری بالاخره خانواده ام میان .ومن باید خوشحال باشم ولی اینطور نیست وخیلی ناراحتم .
--------
سورنا:
رسیدیم توی فرودگاه .
ایتالیا-رُم-فرودگاه لئوناردو داوینچی
با تکون دادن دستی از طرف زن ومردی به سمتشون رفتیم سادرین خنده ای کرد وگفت:
-وای نگاه کن اومدن .
رسیدیم بهشون نگاه کردم بهشون زنه چقدر چشماش شبیه ایسان بود ولی موهای بوری داشت ولی مرد چشمای عسلی رنگ وموهای خرمایی داشت با سنشون که تغریبا 40-45 بود ظاهری خیلی جون داشتند .
-سلام من سورنا هستم .
مرد:سلام من اردلان فرد هستم خیلی خوشحالم که میبینمتون مهندس
romangram.com | @romangram_com