#سورنا_پارت_167
وای خدا وقتی میخنده روی صورتش چال میافته خیلی خودم رو کنترل کردم محبت های جمع شده ام رو خرجش نکنم بهش نگم عشقم نفسم عمرم.
رفتیم سمت مرغ عشق ها یکیشون به شدت خودش رو به فس میکوبید رفتم ببینم چی شده؟؟
ایسان با بغض گفت:مرده سورنا؟؟؟
-وای نگو .
وقتی رسیدیم به قفس یکیشون وسط قفس بود واون یکی که نر بود خودش رو به قفس میکوبید
وهر از گاهی میرفت واز اون یکی نوک میگرفت
-ایسان فکر کنم حق با تو بود .
ایسان اشکش رو پاک کرد چقدر احساساتیه .
حوله ایی رو که کنار بود رو گذاشتم داخل قفس واون مرغ عشقی رو که مرده بود پیچیدم زیرش ایسان هم با گریه نگاه میکرد اعصاب خودم هم داغون بود اون مرغ عشقه میومد ازش نوک میگرفت وباز میرفت .
-نکنش سورنا بذار با عشقش خدافظی کنه .
نگاه کن ها حالا اشک منم در میاره این دختر یکدفعه مرغ عشق رو بیخیال شدم وایسان رو تو حصار بازو هام گرفتمش .
اول دستاش شل بود پایین ولی بعدش اروم اومد بالا وشروع به هق هق زدن کرد اروم سرم رو توی موهاش فرو کردم .
دستم رو روی موهاش کشیدم .
به فکر خودم افتادم اگه بره روانی میشم با تمام وجودم عطرش رو بلعیدم اگه بره عطر موهاش یادم نمیره .
واسه اینکه ناراحتش نکنم ازش جداشدم توی چشمام با تعجب چشم دوخت مرغ عشق رو بیرون اوردم .
-اسمش چی بود؟؟؟
-جینا
-اون یکی چی؟؟؟
-جیمی .
-چند سال بود داشتیشون؟؟؟
-از وقتی سوفیا رفت .
وحالم دگر گون شد دستش رو روی شونه ام گذاشت با بغض مرغ عشق توی دستم بود وبه نقطه ایی خیره شدم
-خوبی سورنا؟؟؟
- .
-سورنا غصه سوفیا رو نخور یه روز باز عاشق میشی مثل من که ارمین رو دوس دارم ها امیدوارم تو هم به عشقت برسی ممنونم که میخوایی کمکم کنی .به نظرت ارمین بفهمه دختر نیستم باز میاد خواستگاریم؟؟؟
-اگه عاشقت باشه پا همه چی وامیسته .
ناگهان رو سر پنجه پاهاش ایستاد وگونه ام رو ب-و-س-ید اولین بار بود که ایسان من رو ب....-و...-س میکنه حسابی تعجب کردم
-میخوایی کجا خاکش کنی؟؟
romangram.com | @romangram_com