#سورنا_پارت_165
چی ارمین؟؟؟
-چی ارمین؟؟؟؟؟؟
-اره سورنا اون عشق اولمه عشق اول واخرم مطمئنم اونم دوسم داره ببین از هم طلاق میگیریم خب بعد به خاله اینا میگیم من هم اون روزی که مشخص کردی زن ارمین میشم خب بعدشم واست شکایت نمیکنم قول حتی واسه عروسیمم دعوتت میکنم تازه من این خریدایی رو که با خاله رفتم فقط به امید این رفتم که با ارمین بتونم ازش استفاده کنم .لطفا منو از ارمینم جدا نکن .
رسما دنیا دور سرم چرخید .این حرفا رو عشق افسانه ایی من زد؟؟؟کسی که این یک هفته به خاطر نبودنش هزار بار مردم وزنده شدم حالا میخواد منو واسه عروسی خودش وعشقش دعوت کنه؟؟؟؟
-ایسان چی میگی؟؟؟
-چیز بدی نگفتم بخدا؟؟؟
-حالا بیا بریم .
-قبول کنی ها .
-باشه .
-پس قول مردونه بده؟؟؟
-اگه ارمین اونی که فکر کردی نبود چی؟؟؟
-هرچی تو بگی قبول اون موقع .
-باشه قول مردونه .
سریع پرید سمت کمد ولباس هاش رو توی چمدونش ریخت .ولی من رو تکه تکه کرد نابودم کرد .
اگه ارمین عاشقش باشه چی؟؟؟
اگه قبولش کنه؟؟؟
اگه ایسان بره؟؟؟
قوی باش سورنا یکبار افتادی زمین ولی اگه باز زمین بخورم دیگه نمیتونم پاشم نه این چه حرفیه کار نشد نداره ولی ایسان عشقمه ..
ببین سورنا اون عاشقه ارمینه نه نمیتونم قبول کنم .تا راه خونه همش با خودم در گیر بودم .وقتی رسیدیم عایشه همش پیش ایسان بود وخوشحالی میکرد ایسان رفت داخل اتاقش
ساعت6 عصر بود .
رفتم بالا وبدون در زدن رفتم توی اتاقش .
-تو هیچ وقت در نمیزنی سورنا؟؟؟؟
-عادته دیگه .
-خب ترک کن این عادت بد رو .
-باشه میگم میایی بریم یه جایی؟؟؟
-بریم پیش ارمین؟؟؟
-نه .
انتر یعنی انقدر ارمینش واسش مهمه؟؟؟
romangram.com | @romangram_com