#سورنا_پارت_153
-مربوط نیست بهت
-یعنی چی عزیزم؟؟؟
-یعنی همینی که گفتم .تو کجایی؟؟؟
-من خونه امون امروز نیومدی؟؟؟
-عمارت رو از کجا پیدا کردی؟؟؟
-از عموم پرسیدم کار سختی نبود عشقم واست همه کار میکنم .
-خیلی خب فردا میام پیشت
-باشه عشقم یه عالمه ب-و-س بای دلم برات تنگولیده .
قطع کردم
ایستادم وکتم رو در اوردم وانداختم روی دستم ورفتم بالا ایسان لباس هاش رو عوض کرده بود ودستمال دستش بود میخواست به صورتش بکشه من رو که دید کمی جا خورد .
-بشین سر جات هنوز به من عادت نکرده دختره احمق
رفتم نزدیکش خواست دستمال رو روی ل-ب-ش بکش که از دستش کشیدم بیرون ایستاد وبا خشم نگام کرد وگفت:
-این کارا یعنی چی؟؟؟
-بدت نمیومد مهرشاد بیاد رژت رو پاک کنه نه؟؟؟
-نه چرا بدم بیاد؟؟؟
چقدر گستاخ شده بود عصبی دستی توی موهام فرو کردم .
-چته کم اوردی نه؟؟؟
یکدفعه کشیدمش جلو وتصمیم گرفتم رژش رو خودم پاک کنم .
یکی از دستهام رو اوردم بالا وبا نوک انگشت کشیدم روی ل-ب-ش وگفتم:
-خودم پاکش میکنم برات جوجه اردک .
کمی با تعجب توی چشمام نگاه کرد خودمم کمی متعجب شدم ولی بعدش ادامه دادم:
-نکنه گفتم الکی دوست دارم که اونم نگفتم جو گرفتت؟؟؟
-چی میگی تو؟؟؟
-میدونی چیه ؟؟؟من دروغ نمیگم..اونجاهم گفتم خیلی این خیلی میتونه خیلی چیزا باشه مثل نفرت .
-اگه متنفری بذار برم بذار برم وبه ارمینم برسم چیه نکنه چیزی شده؟؟؟
-خیلی خری فکر میکنی دیگه اون ارمین بهت نگاهم میکنه که سنگشو به س-ی-ن-ه میزنی؟؟؟؟
-به توچه؟؟؟
واسه اینکه دیگه در این مورد باهاش بحث نکنم .........
romangram.com | @romangram_com