#سورنا_پارت_140


-هرچی باشم از تو بهترم .پاشو کثافت ببینم تا یک ساعت دیگه تمام کارات رو نکرده باشی نابودت میکنم .

ورفت بیرون شونه بالا انداختم وبی حس رفتم سمت ح-م-ا-م اومدم بیرون .

بهتره تنوع بدم بالاخره قبلاها تا اینکه چند نوع ارایش مو وصورت نمیکردم بیرون نمیرفتم .

موهام رو باسش.ار صاف کردم وبالا بستم واسه شب مهمونی چی بپوشم؟؟؟

اهان کت وشلوار خردلی رنگم رو انتخاب کردم پوشیدم وپالتو خردلیم رو هم روش پوشیدم وارایش مفصلی کردم وشالم رو روی سرم انداختم ورفتم پایین .به محض برداشتن اخرین پله عایشه گفت:

-به به عروسی شدید واسه خودتون برم واستون اسپند دود کنم ماشالله خانوم جان شما خیلی خوشگلید .

-ممنون ممنون .

واز خوشی روی ابرا بودم هر وقت یکی از زیباییم حرف میزد خر کیف میشدم .کمی گذشت اسپند اورد ودور سرم تاب داد زاهده خانوم هم کلی قربون صدقه ام رفت .

-----------

سورنا:

وقتی دیدم با اون حال هنوز خوابه خیلی حالم ازش بهم خورد .اینکه قبلا همه از تمیزیش حرف میزدن توی دانشگاه .

عه عه به هپلی گفته زکی .

توی حس خودم بودم وخودم رو با تبلتم مشغول کرده بودم که صدای تق تق پاشنه کفش اومد یاد صدای همیشگی افتادم صدایی که واسه من انرژی بود صدای راه رفتن های سوفیا .

سرم رو بالا اوردم .

اروم اروم از پایین تا بالا انالیز کردم .

نه بابا چه عجب یکم به خودش رسید .

خوبه .

خوبه همینجور پیش بره رام میشی .

اخ چقدر ناشیانه با کفش پاشنه دار راه میره .

همه اون کسایی که باهام بودن از 15 سانت به پایین رضایت نمیدادن .این با 7 سانتی داره لنگ میزنه .

خنده ام رو قورت دادم

گفت:اگه نگا تموم شد بریم .

-هههه اگه واسه خودت این فکرا رو نکنی که افسرده میشی بیچاره .

-بیچاره توییی .7 جات میسوزه نه؟؟؟؟

-فعلا که بو از طرف تو میاد .

وایستادم وکلید رو توی دستم چرخی دادم همراهش رفتم وسوار ماشین شد ورفتیم .توی ماشین که رسیدیم کفشاش رو در اورد

-عه عه خیلی بی نزاکتی ایسان .


romangram.com | @romangram_com