#سورنا_پارت_133
کسی که باعث بد شدن سورنا شد .
کسی که باعث ه-ر-ز پریدنم شد
کسی که من رو کشت .
دستم رو روی قلبم گذاشتم وبه دیوار تکیه زدم عرق سرد روی پیشونیم نشست با دستم پاک کردم وزدم از بیمارستان بیرون .
--------
ایسان:
چشمم رو با تابیدن نوری داخلش باز کردم باز که دکتر؟؟؟
-نتونستم؟؟؟
دکتر:ایسان چرا خودت رو چرا اینقدر خودت رو اذیت میکنی؟؟؟
-دکتر دیگه نمیکشم .
دکتر:ببین دخترم همه چیز حل میشه .سورنا باز عاشق میشه .میدونم ولی وقتی تو اینجور کنی همه چیز رو به تعویق میندازی .
-دکتر لدفن من میخوام عاشقم نشه .این همه دختر چرا من؟؟؟؟من ازش بیزارم .
-اون هم الان همین نظر رو داره
-بیخیال دکتر من باز باختم ..
-مثل اینکه باید هرروز تو رو اینجا ببینم نه؟؟؟؟
-دکتر .
-هیسسسس ایسان فکر نمیکنی دیگه داره همه چیز شور میشه؟؟؟
-ولی .
-دخترم تو باید به زندگی امید داشته باشی .اینجوری هیچ کس ضربه نمیبینه جز خودت اینم بدون سورنا واسه اینکه حالت رو بگیره از دستای اضرائیلم شده بیرون میکشتت
-متاسفانه میدونم ..
-خب پس زندگی رو واسه خودت شیرین کن .
ورفت بیرون کمی که گذشت در باز شد گفتم لااقل اینجا میاد بی لیاقت ولی بر خلاف تصورم عایشه بود که در حال اشک ریختن بود
عایشه:میتونم بیام خانوم جان؟؟؟
تو که اومدی دیگه .
-بیا .
اومد ودستم رو توی دستاش گرفت وگفت:
-میدونید من خواهر ندارم از وقتی شمارو دیدم جسارت نشه ها ولی حس میکنوم خواهرمی
- .
romangram.com | @romangram_com