#سلطان_پارت_398
_منو می بخشی نفس ؟!
نگاهم رو از نگاهش گرفتم .
_اگه قول بدی دیگه دست روم بلند نکنی می بخشمت.
_قول می دم.
نگاهش کردم،نگاهش به رو به رو بود.
_پس منم می بخشمت.
سرش رو تکون داد و فشار دستش رو روی دستم بیشتر کرد.
وهمانطورکه شونه به شونه هم قدم برمیداشتیم و نگاه اون به غرفه ها بود گفت:
_خدا کنه اسیرت نشم.
وابستگی عین اسارته...
پرو شدم،زبونم رو تکون دادم و گفتم:
_وابسته ام بشی،ایرادش چیه؟
_ایرادش تویی،ایرادش منم...
_یعنی چی؟
romangram.com | @romangram_com