#شروعی_دیگر_پارت_355
برس لاک رو، روی ناخنم کشیدم و به این فکر کردم که چند وقت میشد سراغ لاکهای دوست داشتنیم نیومده بودم؟
لاک زدنم که تموم شد با لذّت چشم دوختم به ناخنهایی که رنگ قرمزشون عجیب به دستهای سفیدم میاومد.
لبخندی زدم و بلند شدم.
نگاهم دور تا دور اتاقم چرخید و روی گوشیم ثابت موند.
چی میشد اگه یه آهنگ قردار هم به این تجویزات دخترونه اضافه میکردم؟
لبخندم وسعت گرفت و گوشیم رو برداشتم و بعد از کمی گشتن آهنگ مورد نظر رو پلی کردم.
درحالی که با آهنگ میخوندم و خودم رو تکون میدادم به سمت کمدم رفتم.
درش رو که باز کردم اولین چیزی که به چشمم خورد مانتوی قرمزی بود که خیلی وقت بود نپوشیده بودمش.
مثل این که امروز هــ ـو*س چیزای قدیمی و در عین حال تازه رو کرده بودم.
مانتوم رو برداشتم و شال و شلوار مشکی رنگی هم به همراهش و در آخر کیف و کفش قرمز.
اصلاً مگه میشه دختر باشی و ست کردن لباسات جزو واجباتت نباشه؟
لباسهای انتخابی رو تن زدم و جلوی آینه رفتم.
موهام رو با کش محکم بالای سرم بستم و جلوشون رو هم کج توی صورتم ریختم.
تجویز دوم بعد از لاک، رژ همرنگش بود.
از بین رژام، رژ قرمز ماتی رو انتخاب کردم و چند بار روی لبهام کشیدم.
و برای تکمیل کردن آرایشم هم، یه خط چشم باریک.
دلم نمیخواست آرایشم اونقدری جیغ باشه که تو چشم بزنه. یک شام ساده همین آرایش دخترونه هم براش کافی بود؛ البته اگه از لباسایی که ده برابر آرایشم جلب توجه میکرد، فاکتور میگرفتیم؛ ولی خب دختر بود و دل خواستنهای یهوییش.
romangram.com | @romangram_com