#شروعی_دیگر_پارت_334


"عشق" چیز عجیبی بود!

بی‌رحم‌ترین درد شیرین دنیا!

لبخندی زدم و گفتم:

_من شرایطش رو برات جور کردم، دیگه بقیه‌اش با خودته، این گوی و این میدان!

گونه‌ام رو بوسید و گفت:

_ممنونتم... تا ابد.

دست روی شونه‌اش گذاشتم و گفتم:

_موفق باشی.

❊❊❊

صدای اف اف بلند شد.

بلند شدم و با صدای بلندی گفتم:

_خاله من باز می‌کنم.

"باشه"ی خاله رو شنیدم و به سمت اف اف رفتم:

_کیه؟

با "منم" گفتن سارگل در و باز کردم.

بعد از چند دقیقه در ورودی باز شد و سارگل با چند تا پلاستیک توی دستش وارد شد.


romangram.com | @romangram_com