#شروعی_دیگر_پارت_298
❊❊❊
*پانیذ*
جزوههام رو توی کیفم گذاشتم که موبایلم زنگ خورد.
با دیدن شمارهی ناشناس دوباره توی کیفم گذاشتمش.
بلند شدم که دوباره صدای زنگ گوشیم متوقفم کرد.
بازم همون شماره.
با تعجب کمی نگاهش کردم تا شاید بفهمم مال کیه؛ ولی اصلاً آشنا نبود.
تماس رو وصل کردم و گوشی رو به گوشم چسبوندم:
_سلام.
صدای مردونهی پشت خط چقدر آشنا بود.
_پانیذ.
شاهرخ!
به خودم اومدم و گفتم:
_سـ..سلام آقا شاهرخ.
من چرا هول شدم آخه؟
لب گزیدم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com