#شروعی_دیگر_پارت_283
_ببین از قدیم گفتن:«حساب حسابه، کاکا برادر.»
کارتم رو، روی میز گذاشتم و گفتم:
_رمزش ۱۶۲۵.
کارت رو به سمتم هول داد و گفت:
_ببا برو تا بیرونت نکردم.
دوباره کارت رو به سمتش هول دادم و گفتم:
_به خدا حساب نکنی دیگه پیشت نمیام !
کارت رو برداشت و گفت:
_کارت خیلی زشته.
خندیدم و گفتم:
_کلاً من به کارای زشت علاقه دارم!
سری تکون داد و گفت:
_میگم انگلی، میگی نه!
بلند خندیدم و لباسهای خودم که تو پلاستیک گذاشته بود، رو برداشتم.
کارت رو به سمتم گرفت و گفت:
_نری حاجی حاجی مکهها!
کارت رو توی کیف پولم گذاشتم و گفتم:
romangram.com | @romangram_com