#شروعی_دیگر_پارت_282
_حالا چرا مزاحم شدی؟
نگاهم رو بین لباسا چرخوندم و گفتم:
_یه دست لباس شیک میخوام، همچین بردپیتی! چیز جدیدی تو دست و بالت داری؟
به پشت سرم اشاره کرد و گفت:
_اون ردیف کتهای چرمی که تازه آوردم، دو ردیف اونورترش هم شلوار جین و لیهای جدیدمن.
سری تکون دادم و به طرف ردیف کتای چرم رفتم.
کت قهوهای سوخته همراه با شلوار جین مشکی انتخاب کردم و به سمت اتاق پرو رفتم.
اونا رو با لباسهای خودم عوض کردم و بیرون اومدم.
شایان با دیدنم سوتی زد و گفت:
_هرچند انگلی؛ ولی خوشتیپی تو خونته!
کمی خم شدم و گفتم:
_خاکتم.
خندید و سری تکون داد.
چرخی جلوی آینه قدی زدم و گفتم:
_همینها رو برمیدارم، قیمتش؟
_مبارکت باشه، برو خجالت بکش.
romangram.com | @romangram_com