#شروعی_دیگر_پارت_278


_بذار واضح بهت بگم که متوجه بشی. می‌خوام دلیل این حالت رو بدونم؟

دست‌هاش رو باز کرد و گفت:

_حالم؟ حالم مگه چشه؟ من خیلی هم خوبم.

پوزخندی زدم و عصبی گفتم:

_خوب؟ تو به این میگی خوب؟ اگه این خوبه، پس وای به حال بد!

لبخند مصنوعی تحویلم داد و با ملایمت گفت:

_ارسلان باور کن من خوبم، مثل همیشه.

نیشخندی زدم و گفتم:

_باشه، تو خوبی، چرا جواب زنگ‌هام رو ندادی؟

دستپاچه گفت:

_خب، خب، موبایلم پیشم نبود، بعد دیدم رنگ زدی.

یکی نبود بگه ”آخه دختر خوب فاصله‌ی زنگ زدن من با رسیدنم پیشت نیم ساعتم نبود.”

_بعد که دیدی زنگ زدم؛ چرا زنگم نزدی؟

_خب، چیزه، دستم بند شد دیگه.

چه جالب!

تو خوابم دستش بند میشه!


romangram.com | @romangram_com