#شروعی_دیگر_پارت_218


و به سمت شاهرخ رفت.

با تعجب نگاهش کردم.

این چرا همچین کرد.

مشکوک می‌زنه!

بعد از چند دقیقه برگشت.

بلند شدم و گفتم:

_شاهرخ چی گفت؟

_می‌تونی بری تو آب؛ اما به شرط اینکه حرکت‌های پرتحرک انجام ندی؛ چون آب سنگینه فوق العاده به کمرت فشار میاد. فقط می‌تونی آروم تو آب حرکت کنی یا راه بری، به تقویت راه رفتنتم کمک می‌کنه.

سری تکون دادم و گفتم:

_پس بزن بریم!

چشم غره‌ای بهم رفت و گفت:

_مشخصه اصلاً نشنیدی چی گفتم.

خندیدم و گفتم:

_باشه، قول میدم آروم تو آب راه برم و حرکت‌های سنگین نکنم، حالا میشه بریم؟

سری به نشونه‌ی ”تاسف” تکون داد و دست پشت کمرم گذاشت و به سمت دریا هدایتم کرد.

❊❊❊


romangram.com | @romangram_com