#شکیبا_پارت_168
می خواستم بپرسم خاله درباره ي کی حرف می زنی که دائم نگاهت به منه ... این ادمی که داري راجع بهش می گی چه
ارتباطی به من داره ؟ ... ولی نمی دونم چرا فقط با نگاه ازش سوال می کردم و زبونم نمی چرخید ....
خاله یه نفس عمیق کشید .....
خاله – اولین بار تازه عروس بود که دیدمش ... دفعه ي دوم زمانی دیدمش که مبینا به دنیا اومده و چهارماهش بود ..
بی اختیار چاقوي تو دستم رو روي میز گذاشتم و تکیه دادم به پشتی صندلیم ....
هرچی می خواستم فرار کنم از چیزهایی که من رو به یاد امید می انداخت امکان نداشت ...
داشتم به مرز جنون می رسیدم ... خودم تو خلوتم به اندازه ي کافی به امید فکر می کردم .. دیگه تو جمع بودن و یاد امید
کردن فاجعه بود ...
تموم زندگیم شده بود امید ... تو فکرم ... تو قلبم ... به هر جایی نگاه می کردم .. امید بود ... امید ...
انگار جز به جز بدنم اسمش رو صدا می کرد و براي دیدنش بی تاب بود .... و من در مقابل این همه فریاد ایستادگی می کردم
...
سخت بود و دور از توان ... اینکه تموم وجودت کسی رو طلب کنه و بخواي پا روي این همه خواستن بذاري تا آرامش اون
شخص به هم نخوره ....
این عشق بود ؟ ... این از خودگذشتگی عشق بود ؟ ... اگر بود که چه سخت بود و من ندونسته عاشق شده بودم ....
و با این همه ، حرف هاي خاله برام آتش زیر خاکستري بود که باعث شد دوباره خواستن امید تو دلم زبونه بکشه .... گرچه که
می دونستم آتش این خواستن تو دلم هیچوقت خاموش نشده بود و تا ابد هم خاموش نمی شد ...
تو عشقی نه یه عادت که از دل می ره راحت
تو محکم کردي جات و تو قلبم تا قیامت ....
چیزي که خاله درباره ي همسر امید می گفت .. هر لحظه امیدم رو نا امیدتر می کرد .... خیلی تفاوت بود بین من و اون زنی
که یه روز همه ي زندگی امید بود ... نه از نظر ظاهر که از نظر رفتار ... و شاید طرز تفکر ...
هر چی خاله از خانومیش می گفت و خوش رفتاریش ... از آروم بودنش و متانتش ... بیشتر پی می بردم که چرا از نظر امید
بچه بودم ...
من ، آدمی که همیشه در مقابل زور ، لج بازي می کردم و .. زود و بی فکر جواب هر حرفی رو می دادم ؛ کجا و اون زن کجا
....
اگر خاله منظورش از گفتن اون چیزا .. این بود که پی ببرم که چرا امید ازم خواست از زندگیش دور باشم .. خوب به هدفش
رسید ...
این حرفاي خاله باعث شد تا کمی آروم بشم ... و قبول کنم .. تا همسر دلخواه امید بودن خیلی فاصله دارم .... و تو ذهنم بهش
@romangram_com