#شکیبا_پارت_146

بعد هم بی توجه به ابروهاي بالا رفته و نگاه شگفت زده ش برگشتم و به همون آرومی که به طرفش رفته بودم راه رو
برگشتم ...
تو دلم غوغایی به پا بود ...
دلم می خواست فریاد بکشم ... از خودم بی نهایت راضی بودم .. اینکه تونستم با توجه به علاقه م خودم رو کنترل کنم و به
جاي خیره شدن تو چشماش و بهونه تراشی براي نزدیک موندن بهش ، پشت کنم و برگردم ....
دلم می خواست بفهمه با وجود عشقی که بهش دارم حاضر نیستم خودم رو کوچیک کنم ... حاضر نیستم عشقم رو با ه*و*س و
چیزهاي بی ارزش آلوده کنم ...
دلم می خواست فریاد بکشم و به همه ي دنیا بگم من اون دختري نیستم که به هر قیمتی حاضره تا مردي رو تصاحب کنه ..
آفریده شدم تا مکمل مردي باشم .. تا شونه هاي ظریفم بشه ستون اقتدار و پیشرفت یه مرد ...
هستم تا همسر و هم قدم مردي باشم ... تا از وجود مردي به آرامش برسم و به وجودش آرامش تزریق کنم ...
بگم حاضر نیستم بکرِ وجودم رو که بی نهایت مقدسه با هر چیزي معامله کنم ...
دلم فریاد می خواست ... و فریاد و ... فریاد .................
به خونه که رسیدیم سریع رفتم پیش خاله ... باید با یکی حرف می زدم ...
همه چی رو براي خاله تعریف کردم .. حرکت سر خاله به نشونه ي تأیید کارم بی نهایت لذت بخش بود ... خاله باز هم یه
سري چیز ها رو بهم گوشزد کرد و من خوشحال برگشتم خونه
ساعت ها در گذر بود ... و فکر من مشغول ...
گاهی شاد بودم و گاهی در اثر هجوم افکار منفی دلم به درد می اومد ...
گاهی ثانیه شماري می کردم براي رسیدن جمعه .. و گاهی با فکر به اینکه ممکنه یه روزي .. یه جمعه اي .. امید رو در کنار
زنی ببینم دلم خون می شد .......
هر جمعه درست مثل آدم اهنیی که بهش برنامه ي خاصی داده باشن ، صبح زود بیدار می شدم .. چاي یا شربت یا هر چیزي
که بتونم با خودم همراه کنم رو داخل یه ساك کوچیک می ذاشتم .. بچه ها رو بیدار می کردم و بعد از خوردن صبحانه ..
راهی می شدیم بهشت زهرا ...
بعد هم منتظر می موندم تا امید و مبینا پیداشون بشه ...
و هر بار اومدن مبینا کنار ما ... رفتن من به سمت امید در حالی که چیزي براش می بردم ...
تعارف من ... تشکر امید ... و گفتن " نوش جان " من ... و نگاه خاص امید ... و برگشت من کنار بچه ها ... درست مثل یه
قانون از پیش تعیین شده ..
چقدر دلم می خواست بدونم امید از کارم چه برداشتی می کنه ... چقدر این کارام تونسته روش تأثیر بذاره .... اما دریغ از کلمه

@romangram_com