#شهربازی_پارت_322
_ خوبه دارم زبان می خونم
_ آفرین ..... ام ... خب دیگه چه خبر
به نظرم می خواست چیزی بگوید. این من و من کردن هایش عجیب بود.
_ چیزی شده؟
_ نه ...یعنی ... راستش دیشب میلاد اومده بود اینجا
آخ خدایا من میلاد را به کل از یاد برده بود.
با تردید گفتم
_ خب؟
_ آرام ...چیزی بین تو و میلاد بوده؟
_ نه
_ یعنی به تو چیزی نگفته بود؟ حرف خاصی........ ابراز علاقه ای؟
_ خب چرا گفته بود اما من جوابم منفی بود البته روم نمیشد بهش بگم ،
romangram.com | @romangram_com