#شهربازی_پارت_202


_ کی با آرش صحبت می کنید؟

_ همین امروز ، خوبه؟

_ بله

لبخند زد و من هم سعی کردم خوشحالی بی نهایتم را مهار کنم.

طاها از من خوشش می آمد.

_ خب حالا بریم سراغ اصل کاری؟

سوالی نگاهش کردم که گفت:

_ اسم من...... ببینم تو چرا منو به اسم صدا نمی کنی؟

_ خب آخه لازم نبود

_ بهونه نیار ...... از این به بعد که باید صدام کنی.

وای عمرا ، نمی دانم چرا انقدر صدازدن اسمش برایم سخت بود هرچند در دل برایم بی نهایت راحت بود.

_ بالاخره که مجبور میشی صدام کنی ، من تا اون موقع صبر می کنم.


romangram.com | @romangram_com