#شهربازی_پارت_167
خجالت کشیدم درسته که طاها کلید شرکت را به من داده بود اما من حق نداشتم بی اجازه به آنجا بیایم.
با صدای خجالت زده و آرامی گفتم:
_ صبح
_ پس چرا من ندیدم
_ قبل از همه اومدم.
_ چرا ؟ چیزی شده؟
_ نه .... همینجوری .......
_ آرام من دیگه بعد از این همه وقت راست و دروغتو تشخیص میدم ، چی شده؟
_ ببخشید فکر می کردم خودتون هم مثل بقیه 3 میرید وگرنه بیرون نمیومدم.
_ اولا که کارمندا 3 میرن من تا آخر وقت و گاهی هم بیشتر می مونم ، دوما این که جوابمو بده؟
_خب گفتم بیام اینجا درس بخونم
......
فقط نگاهم کرد ، اما از نوع عاقل اندر سفیهش
romangram.com | @romangram_com