#شهربازی_پارت_150
خیلی زود جواب داد
_ فرشته جون میشه لطفا شماره ی آقای محمدی رو به من بدی ؟
_ چیزی شده ؟
_ نه یه کار کوچیک داشتم.
_ بله حتما، یادداشت کنید.
با خجالت شماره اش را گرفتم
_ دستگاه مشترک مورد نظر خاموش می باشد
ناامید ناامید مانده بودم چه کار کنم .
نمی دانستم باید منتظر می ماندم تا شب که آرش کارش تمام شود یا باید به طاها زنگ می زدم .
اما گزینه ی اول را ترجیح دادم. و در تاریکی روی یکی از صندلی ها نشستم .
نیم ساعت گذشته بود که گوشی ام زنگ خورد ، آرش بود ، خوشحال دکمه ی اتصال را زدم.
_ الو
romangram.com | @romangram_com