#شهربازی_پارت_141
_ جوجه
با آمدن گارسن طاها یک پرس جوجه و یک پرس سلطانی با مخلفات و دوغ برای هردویمان سفارش داد.
چشمانم را به رومیزی زیبای روی میز دوخته بودم و قصد بلند کردن سرم را هم نداشتم .
_ نظرت چیه؟
سرم را بلند کردم و او خودش سوال نگاهم را جواب داد
_ راجب میلاد ، نظرت چیه؟
نه مثل اینکه طاها تا مرا از خجالت آب نمی کرد ول کن ماجرا نبود.
_ هیچی
_ واقعا هیچی؟
.....
واقعا چه انتظاری از من داشت ، من خودم هنوز در شوک حرفهای میلاد بودم و او انتظار داشت من راجب این مسئله با او صحبت کنم؟
_ آرام میشه لطفا جواب بدی؟
چه می گفتم خب.... ای خدا ...
romangram.com | @romangram_com