#شهربازی_پارت_140
_ ببخشید اگه میشه من دیگه برم.
اخمش را باز کرد و با لحن خاصی گفت:
_ چیه حالا که خاطرخواه پیدا کردی دیگه ما رو تحویل نمیگیری.
خجالت کشیدم سرم را زیر انداختم ، طاها همیشه با حرف هایش مرا معذب می کرد.
_ حالا نمی خواد خجالت بکشی بیا بریم یه نهار بدم بخوری، تو کافه که چیزی نخوردی فقط اشک ریختی .
به سمت در رستوران رفت طبق معمول من هم چاره ای جز اطاعت نداشتم.
پشت میزی نشست و من هم روبرویش نشستم.
منو را به دستم داد و خودش هم بی حرف منو ی دیگری را برداشت و مشغول خواندن شد.
_ چی میخوری؟
_ فرقی نداره، هرچی خودتون می خورین
_ شاید من یه چیزی بخوام که تو دوست نداشته باشی.... انتخاب کن
نام اولین غذایی که در منو دیدم را گفتم
romangram.com | @romangram_com