#شهربازی_پارت_137

نگذاشت جمله ام را کامل کنم.

_ مگه نمیگم به اون دختر فکر نکن ، دلیلی نداره ازش بترسی

_ گفت آبرومو میبره

_ هیچ غلطی نمیکنه خیالت راحت

گوشی هنوز در دستان طاها بود که صفحه اش روشن و خاموش شد. گوشی را به سمتم گرفت و گفت:

_ جوابشو بده بذار این زنگ زدناش تموم شه ، دلیلی نداره بخوای از کسی بترسی

گوشی را گرفتم و دکمه ی اتصال را زدم

_ الو

_ آرام جان آخه چرا جواب نمیدادی

......

_ میدونم مهسا دیشب بهت چه چرت و پرتایی گفته

پس میدانست که می خواست با من حرف بزند.

_ ببین آرام حرفاشو فراموش کن .......... خب من اشتباه کردم و از علاقم بهت به مهسا گفتم ، فکر می کردم اینجوری رفتارش باهات بهتر میشه اما ...

romangram.com | @romangram_com