#شاه_شطرنج_پارت_83

تاي کاغذ اول را باز مي کند. رنگ از رويش مي پرد. با دقت زير نظرش مي گيرم. تاي کاغذ دوم را باز مي کند. صورتش به سرخي خون مي شود. نفس عميقي مي کشم و دوباره دستم را روي تاج شاه مي گذارم. با خشم بلند مي شود و به سمتم مي آيد.
-فکر کردي مي توني اين اراجيف رو ثابت کني؟
دستانم را روي کمرم قفل مي کنم و چشم در چشمش مي دوزم.
-گواهي پزشکي قانوني که روز بعد از اون رابطه صادر شده ثابت مي کنه که فقط يک بار رابطه داشتم و همون يک بار منجر به از بين رفتن بکارتم شده. خوشبختانه، اون قدر وحشيانه عمل کرده بودي که دکتر پزشکي قانوني خشونت رو تاييد کرد! نمونه برداري هم کردن. امروز رفتم جوابش رو گرفتم. DNA مردانه ديتکت (detect) شده. حتي يه تار از موهات يا يه تيکه از ناخنت مي تونه ادعاي منو ثابت کنه! الان فقط يه شکايت نامه احتياجه که نمونش رو دادم خوندي.
نزديکش مي شوم؛ خيلي نزديک. همچنان لبخند بر لب دارم.
-اگه ذره اي واسه آبروت ارزش قائلي، اگه دوست نداري دادگاهي بشه و اسمت نقل محافل بشه، اگه نمي خواي اعتبار و احترامي که جمع کردي زير سوال بره، مثل بچه هاي خوب مي ري تو اتاقت مي شيني و دهنت رو مي بندي. از همين امروز، اگه مشکلي واسه پريسا پيش بياد، مزاحمتي واسش ايجاد بشه، سرش درد بگيره، سرما بخوره، اسهال بشه، حال نداشته باشه، حوصلش سر بره، يا هر چيز ديگه اي، من تو رو مسئول مي دونم و قسم مي خورم روزگارت رو به سياهي اين مجسمه مي کنم!
داد مي زند:
-خيلي احمقي! با اين کار آبروي خودت رو هم مي بري.
قهقهه مي زنم. دستم را روي لبه پيراهنش مي کشم و مي گويم:
-آبرو؟ تو هنوز باورت نشده که من چيزي واسه از دست دادن ندارم؟ تازه، من چه گ*ن*ا*هي دارم؟ اوني که ت*ج*ا*و*ز کرده، تويي نه من! واي! کي باورش ميشه دکتر اميرحسين احتشام، فارغ التحصيل کمبريج انگلستان، مخ داروسازي کشور، کسي که اين همه دختر واسش سر و دست مي شکنن، يه بيمار رواني باشه که آتيشش رو با ت*ج*ا*و*ز به دختراي بي پناه و بي کس خاموش مي کنه؟ واي! چه آبرو ريزي اي! چطوري اين بدنامي جمع مي شه؟ آخ، طفلک پدرت!
فک منقبضش به خوبي ضربان شدت گرفته رگ هايش را نشان مي دهد. با نفرت دستم را پس مي زند و از اتاق بيرون مي رود.
با تمام وجود نفس مي کشم و برگه هاي ريخته شده روي ميز را جمع مي کنم و همه را دانه به دانه پاره مي کنم. مي خندم؛ با لذت، از ته دل!
اين بار، اميرحسين احتشام، کيش!
با اخم به لب هاي غرق خنده پريسا نگاه مي کنم و مي گويم:

romangram.com | @romangram_com