#شاه_شطرنج_پارت_67

-البته من هنوز هم حاضرم پاي ميز مذاکره بشينم.
انگشت اشاره ام را بالا مي آورم.
-اما با شرايط جديد!
در آسانسور که بسته مي شود، خنده ام را رها مي کنم. چه لذتي دارد تکرار هزار باره اين جمله.
اميرعلي احتشام، همچنان کيش!


****


موبايلم خشن و پر قدرت کيفم را مي لرزاند. اسکرين بزرگش با هر بار خاموش و روشن شدن، اسم اميرحسين را نمايش مي دهد. فکرم را متمرکز مي کنم و جواب مي دهم:
-سلام.
با مکث جواب مي دهد.
-عليک سلام. کجايي؟

romangram.com | @romangram_com