#شاه_شطرنج_پارت_288

-از احتشام چه خبر؟
سرم را پايين مي اندازم.
-خبر ندارين؟
-شنيدم اما خودت بگو.
برايش تعريف مي کنم از اول تا آخر. راست و حسيني، صادقانه. هر از گاهي ابروانش به نشانه تعجب بالا مي روند اما هيچ حرفي بر زبان نمي راند.
-همش همين بود.
ضرب خودکارش شروع مي شود.
-ببين دخترم، من همه جوره حمايتت مي کنم. چون به خلاقيتتون و به عزم راسختون اعتقاد دارم اما از من به تو نصيحت، رقابت رو با لجاجت اشتباه نگير. احتشام يکي از بزرگ ترين صادرکننده هاي داروئه. گردنشون کلفته. خود من واسه بحث تجارت ترجيح مي دم با اونا کار کنم چون ارتباطاتشون قويه. خودت بهتر مي دوني که داروهاي ايراني زياد طرفدار ندارن مگر تو همين چند کشور همسايه؛ اما شرکت امير خيلي خوب تو همين کشورا ريشه دونده و خيلي خوبم داروهاي ما رو مي فروشه. درسته بيشتر سودش مال اوناست. درسته که اميرعلي زيرآبي هاي زيادي مي رفت اما بازم نميشه منکر تبحرشون شد؛ و همين طور منکر قدرتشون توي حذف کردن رقبا.
در سکوت نگاهش مي کنم.
-من پير اين کارم. موهام تو اين کار سفيد شده. مي دونم کدوم ره به ترکستانه. تو فکر صادرات و پوز زني نباش و چشمت رو خوب باز کن. در افتادن با احتشام اشتباهه. خصوصا واسه شما که نه سرمايه اي دارين نه تجربه اي. بنابراين تا اون جايي که مي توني از اونا دور بمون و بيشتر نيروت رو بذار رو کار داخلي و البته فرمولا. تو بحث آزمايشگاهي کمکت مي کنم. تو بحث توزيع داخلي هم همين طور. به شرط اين که وارد حاشيه و رقابت هاي بي اساس و لج و لجبازي هاي بچگانه نشين و واقع گرا باشين.
همچنان نگاهش مي کنم.
-منو ببين. بزرگ ترين کارخونه داروسازي کشور رو دارم اما وقتي فهميدم اميرعلي داره کارشکني مي کنه فقط و فقط از طريق کار و تجارت باهاش مقابله کردم. نذاشتم حاشيه سازي بشه چون به کار در صلح و آرامش اعتقاد دارم. از تو هم مي خوام همين باشي. اگه هدفت کار کردنه، اگه مي خواي يه منبع درآمد واسه خودت داشته باشي، اگه مي خواي به يه جايي برسي و موفق شي، بايد سرت به کار خودت باشه. سعي کن تو حيطه کاري خودت، با تلاش خودت موفق بشي. نه با موش دوندن تو کار مردم؛ که در نهايت ضررش متوجه خودت خواهد بود.
اين بار سرم را تکان مي دهم و مي گويم:
-من با هيچ کس دشمني ندارم. فقط مي خوام زندگي خودم و بچم رو بسازم. مي خوام يه منبع درآمد واسه آينده بچم داشته باشم.

romangram.com | @romangram_com