#شاه_شطرنج_پارت_287
-بله ولي اين دفعه با دستاي خالي. هيچ سرمايه اي نداريم.
با خودکارش روي ميز ضربه مي زند.
-خب، برنامتون چيه؟
برگه هايي که حاصل دو هفته کار مداوم است نشانش مي دهم و مي گويم:
-به امين به عنوان مسئول فني وام مي دن. بيشتر لنگ محل شرکتيم. قرار شد با پول وام يه جايي رو اجاره کنيم و بعد مثل سابق ادامه مي ديم.
ضربه هايش روي ميز کند مي شود.
-خوبه.
آه مي کشم.
-نه، خوب نيست. چون لابراتوار دانشگاه بدون پول آزمايشگاهش رو در اختيارمون نمي ذاره. تنها منبع درآمد اوليه مون فرمول هاييه که مي سازيم. الان مشکل آزمايشگاه داريم.
چشمانش را تنگ مي کند.
-مگه ماکان بهتون نگفت؟ مي تونين از آزمايشگاه ما استفاده کنين.
لبخند مي زنم.
-اين نهايت لطف شماست. چون واقعا پرداخت هزينه هاي آزمايشگاهي در توانم نيست.
جواب تشکرم را نمي دهد.
romangram.com | @romangram_com